كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
136
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
قرن از خواب جهالت بيدار شدند . روز بعد عثمان در راه به طلحه بن عبيد اللّه ، از طائفه بنى تيم ، كه پسر عموى ابو بكر بود برخورد كرد . طلحه نيز كه از مسافرت سوريه باز مىگشت گفت از راهبى شنيده كه احمد پيامبر موعود ظهور كرده و او همان محمد بن عبد اللّه است . آنها به سرعت به مكه برگشته و به نزد ابو بكر رفتند . تاريخنويس مكى ابن شهاب زهرى ، كه حدود چهل سال پس از فوت پيامبر به دنيا آمد و تمام طول عمر خود را صرف تحقيق درباره تاريخ اسلام در دوره محمد ( ص ) نمود ، دربارهء موفقيت سريع پيامبر چنين مىگويد : پيامبر ، كه رحمت خدا بر او باد ، پيام خداوند را در خفا و آشكارا به مردم رسانيد . گروه زيادى به او پيوستند كه اكثريت آنها با جوانان و مستمندان بود . اما قريش با آنكه مخالف او بود ، دعوت او را شنيده بود و نمىتوانست انتقاد كند . هنگامى كه همه نشسته بودند و او سخن مىگفت در تائيد او مىگفتند : اين همان نوه عبد المطلب است كه سخنان بهشتى مىگويد . 28 ابن اسحاق نيز موفقيتهاى اوليه را تائيد مىكند 29 ولى زهرى روشن مىسازد كه گروندگان اوليه بيشتر از گروه جوانان و مستمندان بودند . تعدادى از مسلمانان اوليه ، با اينكه منافع شخصى خود را با قبول اسلام از دست مىدادند ، شيفته تعليمات اخلاقى و اجتماعى اسلام گرديدند ؛ بعدها هم اينان به شخصيتهاى معروفى تبديل گرديدند . براى مثال ، عبد اللّه ابن مسعود ، كه چوپان بىسوادى با حافظه فوق العاده قوىاى بود كه براى حفظ كردن آيات قرآن از آن سود مىجست ، بعدها به يكى از بزرگترين قاريان قرآن تبديل گرديد ؛ خباب بن ارتّ ، آهنگر و شمشيرساز ؛ دو بنده آزاد شده ، يعنى صهيب بن سنان و عمار بن ياسر ، كه مورد حمايت طايفه قدرتمند مخزوم بودند ؛ و گروهى از بردگان زن و مرد ، كه مهمترين آنان بلال حبشى بود كه به عنوان اولين موذن اسلامى انتخاب گرديد . نمىتوان گفت كه در اين دوران فقط ضعفاء و مستمندان مجبور به كنارهگيرى از اجتماع بودند . اين مربوط به يك نظام برخورد قبيلهاى بود كه به موقعيت هر قبيلهاى بستگى داشت . وقتى محمد ( ص ) مأموريت خود را آغاز نمود طوائف قريش به سه گروه اصلى تقسيم شده بودند . دبليو مونتگمرى وات آنان را به شرح زير تقسيم مىكند : الف : هاشم - مطلب - زهره - تيم - حارث بن فهر - عدى .